حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )
28
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )
معرفت يافت . . . آنكه به خود نگريست ، در ازل خويش ، به نفس خويش ، در همگى كه ظاهر نبود . جمله از علم و قدرت و محبت و عشق و حكمت و عظمت و جمال و جلال بشناخت . « 1 » در سخنى ديگر ، دليل آفرينش هستى را لطف و بخشش ذات واحد به اوليا و مردان خدا مىداند : به خاطر لطف و بخشش خداوند نسبت به اوليا كه آن را به منزلهء عرضهء كامل صورتى مفهوم بشريت ناسوت در محضر خدا ، وصف كند ، كه جامع آن نام و صفت ، از اسما و صفات اوست ، كه ترجيح مىدهد با خلق عالمى كه در آن انسان تقديس شده ، عيان گرداند و به منزلهء تاج افتخار و جلال لاهوت خويش براى هميشه متجلى سازد . « 2 » او معتقد است كه تقدير هر شىء از اشياى جهان ، از پيش در انديشهء خداوند وجود دارد و تنها با امر « كن » هويّت و ماهيّت مىيابد و وقتى خداوند ، تصميم به ابداع و آفريدن شئىاى مىگيرد ، آن امر يا چيز بىدرنگ ايجاد مىشود : تقدير خداوندى دربارهء مخلوقات از قبل معلوم و سنجيده و از جانب خدا احصا شده است . و حدوث اشياء وابسته به اوست ، اشياء وقتى موجود مىشوند كه امر « كن » - ايجاد - بر آنها وارد شود و هويتى برايشان در انديشهء مكان ( كان ) تشكيل گردد و « كان » وصف مكان است و مكان ، وصف غير مادى محض هر مفهوم و معناى ممكن در محضر خداوند . هر چيزى كه نبوده است سپس هست ، نمىتواند مگر در « مكانى » ظاهر شود . و در همان حال كه آن شىء ايجاد شد هستى مستقل آن نيز بدان داده مىشود . « 3 » 3 . مفهوم آفرينش در انديشهء عرفانى حلاج ، هستى از دو بخش تشكيل شده است : « لاهوت » كه همان خداست و « ناسوت » كه شكل و صورت تعيّن يافتهء هر موجودى است . لاهوت كه برايش شريكى متصور نيست به واسطهء كلام خويش به ناسوت صورت تعيّن داد .
--> ( 1 ) . همان ، ص 136 . ( 2 ) . عرفان حلاج ، ص 103 . ( 3 ) . همان ، ص 99 .